الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

297

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

خود وجود خارج نيست . ما تفصيل بيشتر اين مطلب را در مقالهء « علت و معلول » ذكر كرده‌ايم . خلاصه سخن در اين‌جا اين‌كه طبق نظر صدرالمتألّهين كه بيان اين مقاله نيز با آن منطبق است ، معلول از آن جهت نيازمند به علت است كه تمام هويتّش اين است كه « كار » است . كار بودن كار به اين نيست كه حادث باشد يا قديم ، بلكه به نفس كار بودن است . كار اگر حادث باشد و اگر قديم باشد بالاخره فعل و كار مبدأ ازلى و قديم است و به هر حال كار است و به عبارت ديگر . جهان يك واحد كار است خواه حادث باشد يا قديم . اما در اين مقاله بيان خاصى در متن آمده است كه طبق اين بيان بحث دربارهء جهان تحت عنوان « حدوث » يا « قدم » زمانى اساساً بىمعنى است و برخى ادلّه كه براى اثبات حدوث يا قدم جهان آورده مىشود بىاساس است . توضيح اين‌كه : « وحدت زمانى » عبارت است از مسبوقيت وجود يك شى به عدم زمانى ، يعنى اين‌كه زمانى بوده است كه اين شى نبوده است ، و « قدم زمانى » عبارت است از عدم مسبوقيت وجود شى به عدم زمانى ، يعنى زمانى نبوده است كه اين شى نبوده باشد ، بلكه در همهء زمان‌ها بوده است ، و به تعبير رساتر همواره زمان بوده است و شى مورد نظر هم در همهء زمان‌ها بوده است . حدوث زمانى و قدم زمانى هر دو دربارهء موجودى صادق است كه در ظرف زمان واقع باشد ، اما موجودى كه خارج از ظرف زمان است نه حادث زمانى است و نه قديم زمانى ، مانند مجرّدات ملائكه و ارواح مقدسين و عرش و كرسى و . . . . كل جهان نيز كه شامل همهء زمان‌ها و مكان‌هاست نيز از اين قبيل است ، يعنى كل جهان هستى از ظرف زمان خارج است . خود « زمان » عبارت است از مقدار حركت ذاتى يك شى ، و ظرف زمانى يك شى عبارت است از مطابقت آن حركت با حركت ديگر كه به حسب قرار داد مقياس قرار داده شده است ، مثلًا حركت شبانه‌روزى .